تبليغاتX
STORY

روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند ، در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یه پسر بچه با خودش چتر آورده بود
و این یعنی ایمان 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 0:5  توسط TOY  | 

يه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سي و پنجمين سالگرد ازدواجشون رفته بودند بيرون كه يه جشن كوچيك دو نفره بگيرن. وقتي توي پارك زير يه درخت نشسته بودند يهو يه فرشتهء كوچيك خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: به خاطر اينكه شما هميشه يه زوج فوق العاده بودين و تمام مدت به همديگه وفادار بودين من براي هر كدوم از شما يه دونه آرزو برآورده ميكنم.
زن از خوشحالي پريد بالا و گفت: اوه! چه عالي! من ميخوام همراه شوهرم به يه سفر دور دنيا بريم. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! دو تا بليط درجه اول براي بهترين تور مسافرتي دور دنيا توي دستهاي زن ظاهر شد!
حالا نوبت شوهر بود كه آرزو كنه. مرد چند لحظه فكر كرد و گفت: خب… اين خيلي رمانتيكه. ولي چنين بخت و شانسي فقط يه بار توي زندگي آدم پيش مياد. بنابراين خيلي متاسفم عزيزم… آرزوي من اينه كه يه همسري داشته باشم كه ۳۰ سال از من كوچيكتر باشه!
زن و فرشته جا خوردند و خيلي دلخور شدند. ولي آرزو آرزوئه. و بايد برآورده بشه. فرشته چوب جادوييش رو تكون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد!

نتيجهء اخلاقي: مردها ممكنه زرنگ بدجنس باشند ، ولي فرشته ها زن هستند!

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 0:14  توسط TOY  | 

"شکر گزاری های یک زن"

خدا را شکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را می شنوم . اين یعنی
او زنده و سالم کنار من خوابیده است
****
خدا را شکر که دختر نوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است.
 اين يعنی او در خانه است و در خیابانها پرسه نمی زند
****
خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند. این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم
****
خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم. اين يعنی توان سخت كار كردن را دارم
****
خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم. این یعنی من خانه ای دارم
****
خدا را شکر که باید ریخت و پاش های بعد از مهمانی را جمع کنم .این یعنی من در میان دوستانم بوده ام .
****
خدا را شکر که در جایی دور جای پارک پیدا کرده ام. این یعنی هم توان راه رفتن دارم و  هم اتومبيلی برای سوار شدن
****
خدا را شکر که سروصدای همسایه را می شنوم. این یعنی من توان شنیدن دارم
****
خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم. این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم
****
خدا را شکر که هر روز صبح با صدای زنگ ساعت بیدار می شوم. این یعنی من هنوز زنده ام
****
خدا را شکرکه گاهی اوقات بیمار میشوم ...که باعث میشود به خاطر بیاورم که اکثر اوقات سالم و سلامت هستم 
****
خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیب من را خالی می کند.این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم 

***و خدایا شکرت که من دوست های به این خوبی دارم***

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 0:8  توسط TOY  | 

چند بار به کسی گفته ایم:"مدتی است با فلانی جر و بحث نکرده ام" یا:"هرگز سرما نخورده ام"و ناگهان، روز بعد، سرما می خوریم یا با فلانی مشاجره می کنیم.

پس نتیجه می گیریم: صحبت کردن درباره وقایع دلپذیری که برای ما رخ داده است، بداقبالی می آورد.

چنین نیست. در حقیقت، روح جهان همواره در هر مشکلی به ما نشان می دهد که چه مدتی بدون یک نواختی مشخصی مانده ایم. می خواهد به ما بگوید که زندگی چگونه تا آن لحظه سخاوت مند بوده است و اگر با شجاعت از موانع عبور کنیم، به همین گونه باقی خواهد ماند. واژه های مثبت را در فضا نگاه داریم. آن ها به رشد ما در هر مشکلی کمک خواهد نمود.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 21:3  توسط TOY  |