یک روز کریستف کلمب به یک مهمانی دعوت شد...تعداد زیادی از افراد حاضر در مهمانی به کلمب گفتند که واقعا کاری که انجام دادی خیلی ساده بود.
(کشف قاره آمریکا)، هر کس که سوار بر کشتی می شد و همه دریاها را طی می کرد، در نهایت اون قاره را کشف می کرد. کلمب برای اینکه به اونا جواب بده، ازشون خواست تا تخم مرغ را از انتها به طور ایستاده بر روی میز قرار دهند، خوب هر کس هر چه تلاش می کرد باز تخم مرغ قل می خورد و می افتاد. در نهایت همه گفتند که این کار شدنی نیست. بعد کلمب اومد یه خورده پوسته انتهایی تخم مرغ را شکاند و بعد از روی همون انتها تخم مرغ را به طور ایستاده قرار داد. بعد کلمب گفت: این ساده ترین کار دنیا بود. هر کس می توانست آنرا انجام دهد، البته بعد از آنکه نشان داده شد که چگونه انجام می شود.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:30  توسط TOY
|
حقیقت انسان به آنچه اظهار میکند نیست
بلکه حقیقت او نهفته در آن چیزی است که از اظهار آن ناتوان است
بنا بر این اگر خواستی او را بشناسی
نه به گفته هایش
بلکه به نا گفته هایش گوش بسپار.
****
عشق آن نيست که به هم خيره شويد عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريد.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 2:13  توسط TOY
|
این متن از لئوناردوبرف است: رسیدن به خداوند، با او بودن در تمامی ابعاد زندگی است،نه فقط در شرایط ممتازی هم چون لحظات ارتباط با خدا یا نیایش. همواره باید خداوند را تجربه کرد ـ به هنگام قدم زدن در جاده، تنفس هوای آلوده، به هنگام شادی، نوشیدن یک نوشابه، به هنگام تلاش برای فهمیدن متنی که در حال مطالعه اش هستیم. خداوند در همه این ها آمیخته است؛ و هر موقعیتی برای درک او و گفتن این که: "خدا با ما است" کافی می باشد.
"برای کسی که خداوند را تجربه می کند، جهان یک پیام عظیم است"
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 1:22  توسط TOY
|



